مرتضى مطهرى

271

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىدهد و ميش هم خاصيت ميشى خودش را . اين مربوط به آينده است . از اول دنيا تا حالا ، اين تضاد و كشمكش و تنازع در داخل زندگى بشر وجود داشته تا آنجا كه بعضى مىگويند اصل اساسى زندگى بشر همين است و تا بشر در روى زمين باشد همين است و جز تنازع ، اصلى بر روح بشر حكمفرما نيست . حتى تعاونها را مولود تنازعها مىبينند . رفاقتها ، همكاريها ، صلحها ، سازشها ، محبتها ، تمام اينها را غير اصيل مىدانند ، مىگويند در زندگى بشر اصل جنگ و تنازع و ربودن حق يكديگر است . پس صلحها ، محبتها و رفاقتها چيست كه ما با يك گروهى احساس دوستى ، رفاقت ، همكارى و تعاون مىكنيم ؟ مىگويد آن هم از ترس جنگهاست . هميشه بشر از ترس دشمن بزرگتر با دشمن كوچكتر خودش رفيق و دوست مىشود ولى اين دوستى را دشمنى مقابل ( آن آنتى تزش ) به وجود آورده ، اگر دشمن بزرگ در مقابل دوستان نباشد فوراً دوستيها تبديل به دشمنى مىشود . هميشه دوستيها مخلوق دشمنيهاست ، صلحها مولود جنگهاست ، رفاقتها مولود كينه‌هاست ؛ اصل در زندگى بشر تنازع است . ماهيت تضادها و جنگها به هر حال هميشه در زندگى بشر تضاد و تنازع و كشمكش وجود داشته است . تا اينجا حرف درستى است ؛ مسلّم اين طور است . ماهيت اين تضاد چيست ؟ اين جنگ ميان كى و كى است ؟ ميان چه گروههايى و چه گروههايى است ؟ و آيا همهء جنگها و تضادها كه در ميان افراد بشر است از يك نوع است يا تضادها و جنگها انواعى دارد ؟ مسئلهء مهم اين است كه ماهيت اين تضادها و جنگها چيست ؟ جنگها بر سر چيست ؟ گروهى مىگويند همهء جنگها بر سر منافع است ، جز منافع چيز ديگرى بر زندگى بشر حاكم نيست . غير منافع هرچيز ديگر اگر عنوان بشود پرده‌اى است كه روى منافع كشيده شده است . روح تضادها و جنگها منافع است . يكى از شعراى عرب مىگويد : « كُلُّ مَنْ فِى الْوُجودِ يَطْلُبُ صَيْداً » . . . « 1 » شما مىبينيد [ بشر ] مسائلى را دام قرار داده كه به كلى با ماهيتش فرق مىكند ؛ حال به قول او يكى مذهب را دام قرار

--> ( 1 ) . [ افتادگى از نوار است . ]